سفر نامه گرجستان

سفر نامه گرجستان

خیلی وقت بود تصمیم داشتیم یه سفر خوب بریم که خانومم گرجستان رو پیشنهاد داد و از اون جایی که من روی حرف خانومم حرف نمیزنم با آژانس همیشگیمون (سان سیر) تماس گرفتیم و عازم سفر شدیم.
روز اول
حدود ساعت ۱۰ بود که به تفلیس رسیدیم.شرجی بودنش مثل شمال خودمون بود.


هتل رامادا واسه ما هتل خوبی بود چون هم قیمت مناسبی داشت و هم به مکان های تاریخی نزدیک بود.بعد از تحویل گرفتن اتاق و خوردن صبحانه رفتیم تا بیرون یه چرخی بزنیم.
مردم تفلیس بسیار مهربان و خون گرم بودند ولی متاسفانه به سختی میتوانستند به انگلیسی صحبت کنند.


به خیابونی به اسم روستاولی رفتیم که هر دو طرف خیابون فروشگاه لباس از مارک های مختلف بود. یه سری موزه هم تو اون خیابون بود که چندتا عکس یادگاری هم گرفتیم.


از اونجا به سمت میدان آزادی رفتیم. اطراف میدان تعدادی فروشگاه و یه پارک بود ولی ما چون خیلی گرسنه بودیم از دیدن فروشگاه ها صرف نظر کردیم و به رستوران تاغلائورا رفتیم. اونجا یه مدل کباب به اسم متسوادی سفارش دادیم که خیلی خوشمزه بود.

بعد از کمی استراحت و خوردن ناهار به مرکز خریدی به نام ایست پوینت رفتیم. مغازه ها همه برند بودند و تخفیف خوب داشتند.
مجموعه اش سینما سه بعدی شهربازی و بولینگ هم داشت که ما ترجیح دادیم به خرید ادامه بدیم.

برای شام هم به فود کورت مجموعه رفتیم و بعد از خوردن یه همبرگر خوشمزه  به هتل برگشتیم.


روز دوم
 امروز تصمیم گرفتیم که به شهر سنگی اوپلیستیخه بریم. شهر پر بود از معابد و کلیساهای تاریخی و کارخانه های شراب سازی. این شهر بزرگترین شهر سنگی جهان است و بسیار مکان دیدنی بود.


برای ناهار به یه رستوران کوچیک رفتیم و خینکالی خوردیم که خیلی غذای خوشمزه ای بود.


عصر تصمیم گرفتیم به مرکز خرید واسال بریم که خیلی بزرگ بود و البته قیمت ها بسیار بالا بود و زیاد برای ما ایرانی ها قابل خرید کردن نبود. از دیدن غروب آفتاب لذت بردیم و برای شام به یکی از رستوران های معروف تفلیس رفتیم.

روز سوم
امروز سمت تفلیس قدیم رفتیم.
رودخانه با نام کورا بین تفلیس قدیم و جدید قرار گرفته که توسط یک پل هلالی شکل بهم وصل میشن.


تفلیس قدیم بافت تاریخی با کوچه های باریک و قشنگ داشت. نزدیک اونجا باغ گیاه شناسی هم بود که حدود ۲ ساعتی اونجا وقت گذروندیم.


برای ناهار به یه رستوران محلی رفتیم و چاناخی سفارش دادیم.

 

بعدش به سمت شهربازی متاتسمیندا رفتیم. چون شهربازی روی ارتفاع بود وقتی سوار چرخ و فلک میشدیم کل شهر رو میتونستیم ببینیم و به نظرم جز جذاب ترین بخش های شهربازی بود.


بازار دست فروشان اونجا که پر از صنایع چوبی بود به بازار درای بریج معروف بود. چون دیگه شب آخر بود حسابی خیابان گردی کردیم و به هتل برگشتیم.

 

بعد از جمع کردن همه وسایل به سمت فرودگاه رفتیم. مرسی که وقت گذاشتید و سفرنامه من رو خوندید. امیدوارم که شما هم برید و خوش بگذرونید.

 

عضویــت در خبــرنـــامه

بمنظور دریافت آخرین اخبار و آفر های ما ایمیل خود را وارد نمایید.